سارا الان نزدیک به سه سالش است .این روزها وقتی که نماز میخوانیم کنارمان می ایستد و چادری سر میکند و همراهمان نماز میخواند و الله اکبر لااله الاالله و... یاد گرفته .در برخی اوقات که خسته میشود نمیگذاره نماز بخونیم و بر دوشمان سوار میشود.
|
سارا الان نزدیک به سه سالش است .این روزها وقتی که نماز میخوانیم کنارمان می ایستد و چادری سر میکند و همراهمان نماز میخواند و الله اکبر لااله الاالله و... یاد گرفته .در برخی اوقات که خسته میشود نمیگذاره نماز بخونیم و بر دوشمان سوار میشود. + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
23:59 |
سارا این روزها کلمات انگلیسی زیادی رو یاد گرفته ومرتب صحبت میکند.هر روز براش چند کلمه اضافه میکنیم و او مدام تکرار میکند.برخی از کلماتی که او یاد گرفته :سلام.سیب. چتر .کتاب. بستنی. گرجه.مداد. خودکار. بابا. مامان. شتر. شیر. گربه. لیوان.و... + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
23:56 |
امروز 10 اذرماه 87میباشد .سارا این روزها داستان و شعرهای زیادی یاد گرفته مرتب براش شعر قصه وشعر میگیم او نیز برایمان تکرار میکند .بسیار ایراد میگیرد که ببریمش مهد کودک اما فعلا با مهد کودک رفتن او مخالفیم.الان نزدیک به دوماه است به اتفاق سارا خانم به لامرد امده ایم برای اقامت چهارساله(یعنی تا پایان دانشگاهم) + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
13:41 |
+ نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
14:46 |
+ نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
14:43 |
• سارا امروز 24 شهريور 87 ليسك را براي هميشه ترك كرد .ديشب سارا تا صبح نخوابيد و ايراد ميگرفت چون ترك كردنش برايش سخت بود .قبل از خواب ميگفت ليسك ندارم خودم رو ميكشم و گير ميداد. • سارا اينروزها دستشويي رفتن را هم ياد گرفته و در كارهاي خانه كمكمان ميكند.
+ نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
14:32 |
• امسال (شهريور ماه 87) به اتفاق سارا خانم براي اولين بار به مشهد مقدس براي زيارت آقا امام رضا (ع) رفتيم .ابتدا به شيراز وسپس به يزد وسرانجام به مشهد مقدس رسيديم وبه زيارت امام رضا(ع) نايل شديم.بعد به شمال رفتيم و به قم آمديم و به حرم حضرت معصومه (س) رفتيم. سارا الان دو سال وپنج ماهش مي باشد.
+ نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
14:30 |
پاك يعنی سرزمين لحظه يعنی بيداد عشق من باختن عشق جان يعنی زندگی ليلی و قمار مجنون در عشق يعنی سارا ... شدن ساختن عشق دل يعنی كلبه وامق و يعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای يعنی كودك مسجد يعنی الاقصی عشق / من عشق آميختن افروختن زندگی را دوست دارم نه در قفس عشق را دوست دارم نه در هوس تو را دوست دارم تا آخرین نفس .!! دوستت دارم سارا جون... + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
2:16 |
+ نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
18:42 |
n امروز روز تولد سارا خانم مي باشد .در واقع امسال يك روز زودتر از روز تولد سارا يعني 30 فروردين 87 برايش جشن تولد گرفتيم . اين اولين سالي است كه توانستيم براي سارا خانم جشن تولد بگيريم .سارا امروز دو ساله شد. اين روز فرخنده را به دختر گلم سارا جون تبريك ميگم.
+ نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
18:35 |
n عيد نوروز 87 به اتفاق سارا براي اولين بار به جزيره قشم رفتيم . در روز 5 فروردين از بندر كنگان ابتدا به بندر لنگه رفتيم و نهار را در پاركي در آنجا مانديم و بعد به بندر خمير و سپس به بندر پهل رفتيم و از آنجا با لنج به جزيره قشم رفتيم و بعد با ماشين به درگهان و سرانجام به قشم رسيديم و شب را در پارك زيباي زيتون قشم در كنار ساحل چادر زديم و سه روز به اتفاق سارا ودوستانمان در جزيره مانديم .سارا در اين مسافرت بسيار اذيتمان كرد. + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
18:34 |
n امروز پنج شنبه آغاز سال نو 1387 ميباشد.لحظه تحويل سال ساعت 9:20 دقيقه صبح بود الان حدود دو ساعت از تحويل سال گذشته .امروز اولين سفره هفت سين نوروزيمان را به اتفاق سارا خانم گرفتيم اين اولين حضور سارا در پاي سفره نوروز ميباشد . اميدوارم سال 87 سالي توام با خوشي و سلامتي برايمان باشد. اين ماه تولد سارا خانم و اين عيد نوروزباستاني را بهش تبريك میگم + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
18:34 |
§ براستي كه زمستان امسال (سال86)سرماي شديدي دارد در اينروزها سارا سرما خورده واز ترس سرما زياد اورا بيرون نميبريم .حتي خود سارا موقعي كه ميخواد بخوابه پتو رو رو سرش ميزاره وميخوابه ووقتي هم بيدار ميشه تا يكي دو ساعت زير پتو بيرون نمياد. § امروز بارندگي شديدي بود و با سارا ومرتضي به زير باران رفتيم و او با قطره هاي باراني كه بر چتر كوچولوي خود ميخورد خوشحالي ميكرد. + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
0:43 |
لطفا نام خود و کسی را که دوست می دارید بنویسید(انگلیسی) و درصد عشقتون رو ببینید برای اینکار بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
12:20 |
لطفا برای گرفتن فال خود ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
12:14 |
منتظر مطالب وعکسهای جدید از سارا خانم باشید
+ نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
4:50 |
► امروز 26آذر86 ميباشد سارا اينروزها ميخواهد كم كم صحبت كند برخي از كلماتي كه سارا فعلا ياد گرفته: ► بابا – مامان –عمه –امين –آكا(آقا) – كاكا – آنا(آدامس) –آيدا – نون – دردر(بيرون) –ني ني – آبي(آب) – تيل (شير) – كوكو(خلود) –نكن – نه – ناني (نازي) –نانا(لالا)-عطر-ممي(غذا)-اته(كتك) + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
23:15 |
► در روز دوم آذرماه هشتاد وشش به اتفاق سارا وايمان به شيراز رفتيم ودوروز در مسافرخانه قيام مانديم.براي نوبت دكترم به شيراز رفته بوديم اين اولين مسافرت سه تاييمون به اتفاق هم بودوبرگشتني از شيراز سارا براي اولين بار سوار اتوبوس شد. ► درضمن اينروزها سارا اداي همه را درمياره ودر گوشي صحبت كردن هم ياد گرفته همچنين كتك زدن ولگد زدن هم ياد گرفته. + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
23:14 |
اینروزها قرار است بابای سارا به سربازی برودالبته اگه معاف نشه.برای سارا این اولین تجربه دوری از باباست .گرچند سارا کوچک است ولی بی نهایت به بابا عادت کرده و همیشه پشت سر او گریه میکند وبد جوری بهش وابسته شده.امیدوارم که سارا در این دوران دوری از بابا بهش خوش بگذرد وبابا رو فراموش نکنه.
+ نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
3:26 |
• امروز یکشنبه بیستم آبانماه 86 می باشد .در این روز سعید پسر عمه سارا در ساعت هشت صبح بدنیا آمدو سارا در ساعت پنج وپانزده دقیقه بعداز ظهر برای اولین بار سعید را دید.من این روزرا به سارا خانم تبریک میگم . + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
2:31 |
u امروز چهارشنبه نهم آبانماه هشتادو شش می باشد و امروز سارا واکسن هجده ماهگی خود را در بهداشت هفده شهریور* زد .امروز سارا به سختی راه میرفت وپایش درد میکرد چون واکسن در پایش زده شده بود وتب کرده الان . هرچند نوبت واکسنش سی ام مهرماه بود ولی چون تب وسرما خورده بود نه روز عقب افتاد. این در واقع آخرین واکسن سارا در این دورانش بود وتاسن هفت سالگی اش سال اول دبستان این واکسن را خواهد زد . + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
2:21 |
u اینروزها سارا علاقه عجیبی به کامپیوتر گرفته وهر روز آنرا روشن وخاموش می کند وبعد رو صندلی می نشیند . u درضمن اینروزها گربه ها را که در کوچه می بیند خوشحالی می کند واز دور صدا می زند. + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
2:18 |
u سارا اینروزها با هر آهنگی می رقصد دستاش بالامیبره ودور خود می چرخد ومی رقصد بسیار بازیگوش وفضول شده .کامپیوتر هم یاد گرفته خاموش وروشن می کند .در این روزهای ماه مبارک رمضان هر شب به مسجد می روند با مادرش .دیشب هم که اورا نبردیم مسجد تو خونه حوصله اش سر رفته بود واز بس که گریه کرد خورد زمین وپیشانیش خون آمد.خلاصه زیاد دوست داره بره بیرون .امروز جمعه 13مهرماه هشتادوشش می باشد. + نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت
2:13 |
|
|